تبلیغات
بی تاب مولا - مطالب مرداد 1393
 
بی تاب مولا
چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما همه شیعه گــــردیم و بی تــــاب مــولا
درباره وبلاگ


خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان

مدیر وبلاگ : رضا ر
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
کیفیت سایت را در کل در چه سطحی ارزیابی میکنید؟





دعای فرج
زیارت عاشورا
دعای عظم البلا
روزشمار محرم عاشورا
روزشمار غدیر
روزشمار فاطمیه

بی تاب مولا

بی تاب مولا

معجزه امام هادی علیه السلام و مرگ شعبده باز

یکی از نگهبانان متوکل می گوید:
مرد شعبده بازی را از هند آورده بودند که کارهای خارق‌العاده انجام می داد. متوکل که دوست داشت امام هادی را خجالت زده کند، به شعبده باز گفت:«اگر علی بن محمد را سرافکنده کنی هزار دینار خالص به تو می‌دهم.»
شعبده باز گفت:«دستور بده نان های سبک و نازکی بپزند و در سفره بگذارند و مرا کنار او جای بده.»
سفره گسترده شد. شعبده‌باز کنار پشتی‌ای که عکس شیری بر آن نقش بسته بود نشست. هنگام غذا امام هادی علیه السلام دست برد که نانی بردارد اما با شعبده آن شخص، نان از زمین به هوا بلند شد. بار دیگر امام خواست نان دیگری بردارد که آن نان هم از سفره بلند شد و همه حضار در مجلس خندیدند.
در این هنگام امام هادی علیه السلام دست خویش را به پشتی زد و به نقش شیر روی پشتی فرمود:«این مرد را بگیر.» در همان لحظه نقش شیر به صورت شیر درنده ای زنده شد و بیرون پرید و آن مرد را بلعید، آن‌گاه باز سر جای خودش قرار گرفت و مثل سابق به صورت نقشی درآمد. همگان متحیر شدند. امام هادی علیه السلام برخاست تا از مجلس خارج شود. متوکل گفت:«درخواست می کنم بنشینید، و این مرد را دوباره برگردانید.»
امام فرمود:«سوگند به خدا دیگر او را نمی‌بینی، آیا می‌خواستی دشمنان خدا را بر اولیاء خدا مسلط کنی؟»
و از مجلس متوکل خارج شد و از آن مرد شعبده باز دیگر اثری دیده نشد.


منابع:

بحارالانوار


نوع مطلب : بی تاب مولا، متون، 
برچسب ها : معجزه امام هادی علیه السلام و مرگ شعبده باز، معجزه امام هادی علیه السلام، امام هادی علیه السلام، بیتاب مولا، بی تاب مولا، امام هادی (ع)، معجزه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
کلیپ تنها ترین-برای امام علی (ع)-محسن چاوشی

[http://www.aparat.com/v/2hs9w]



نوع مطلب : بی تاب مولا، دانلود، ویدئو، 
برچسب ها : کلیپ تنها ترین-برای امام علی (ع)-محسن چاوشی، کلیپ تنها ترین، امام علی (ع)، محسن چاوشی، بیتاب مولا، محسن چاووشی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
ولی عصر (علیه السلام) و نصب الاسود!

محمد بن قولویه، استاد شیخ مفید مى گوید:
قرامطه - كه پیروان احمد بن قرمط بودند - اعتقاد داشتند كه او (احمد بن قرمط) امام زمان است!! آنها به مكه حمله كرده و حجر الاسود را ربودند، پس از مدت ها آن را در سال 307 هجرى قمرى باز پس فرستادند، و مى خواستند در محل قبلى خود نصب نمایند.
من این خبر را پیشتر در محل قبلى خود نصب نمایند.
من این خبر را پیشتر در كتاب هاى خویش خوانده بودم، و مى دانستم كه حجر الاسود را فقط امام زمان (علیه السلام) مى تواند در جاى خود نصب كند. چنان كه در زمان امام زین العابدین (علیه السلام) نیز را جاى خود كنده شد، و فقط امام (علیه السلام) توانست آن را در جاى خود نصب كند.
به همین خاطر؛ به شوق دیدار امام زمان (علیه السلام) به سوى مكه به راه افتادم. ولى بخت با من یارى نكرد و در بغداد به بیمارى سختى مبتلا شدم. ناچار شخصى به نام ((ابن هشام)) را نایب گرفتم تا علاوه بر اداى حج به نیت من، نامه اى را كه خطاب به حضرت (علیه السلام) نوشته بودم، به دست آن حضرت برساند.
در آن نامه خطاب به ناحیه مقدسه معروض داشته بودم كه آیا از این بیمارى نجات خواهم یافت؟ و مدت عمر من چند سال خواهد بود؟
به او گفتم: تمام تلاش من آن است كه این نامه به دست كسى برسد كه حجر الاسود را در محل خود نصب مى كند. وقتى نامه را به او دادى، پاسخش را نیز دریافت كن!
ابن هشام، پس از این كه با موفقیت مأموریت خود را انجام داد، بازگشت و جریان نصب حجر الاسود را چنین تعریف كرد:
وقتى به مكه رسیدم، خبر نصب حجر الاسود به گوشم رسید، فورا خود را به حرم رساندم. مقدارى پول به شرطه ها دادم تا اجازه بدهند كسى را كه حجرالاسود را در جاى خود نصب مى كند، ببینم، و عده اى از آن ها را نیز استخدام نمودم كه مردم را از اطرافم كنار بزنند تا بتوانم از نزدیك شاهد جریان باشم.
وقتى نزدیك حجر الاسود رسیدم، دیدم هر كه آن را بر مى دارد و در محل خود مى گذارد، سنگ مى لرزد و دوباره مى افتد، همه متحیر مانده بودند. نمى دانستند چه باید بكنند؟
تا این كه جوانى گندم گون كه چهره زیبایى داشت جلو آمد و سنگ را برداشت و در محل خود قرار داد، سنگ بدون هیچ لرزشى برجاى خود قرار گرفت. گویى هیچ گاه نیفتاده بود.
در این هنگام، فریاد شوق از مرد و زن برخاست، او در مقابل چشمان جمعیت بازگشت و از در حرم خارج شد.
من دیوانه وار به دنبال او مى دویدم و مردم را كنار مى زدم، آن ها فكر مى كردند كه من دیوانه شده ام و از مقابلم مى گریختند. چشم از او بر نمى گرفتم تا این كه از جمعیت درو شدم. با این كه او آرام قدم بر مى داشت ولى من به سرعت مى دویدم و به او نمى رسیدم، تا این كه به جایى رسیدیم كه هیچ كس غیر از من، او را نمى دید.
او ایستاد و رو به من نمود و فرمود: آنچه با خود دارى بده!
وقتى نامه را به ایشان تقدیم نمودم بدون این كه آن را بخوانند، فرمود: به او بگو: از این بیمارى هراسى نداشته باش، پس از این سى سال دیگر زندگى مى كنى.
آن گاه مرا چنان گریه اى گرفت كه توان هیچ گونه حركتى نداشتم، و او در مقابل دیدگانم مرا ترك نمود، و رفت.
ابن قولویه گوید: پس از این قصه سال 360 دوباره بیمار شدم، و به سرعت خود را آماده نموده و وصیت نمودم.
اطرافیان به من گفتند: چرا در هراسى؟ ان شاء الله خداوند شفا عنایت خواهد كرد.
گفتم: این همان سالى است كه مولایم وعده داده است.
و در همان سال و با همان بیمارى دار فانى را ترك گفت و به موالیانش ‍ پیوست. رحمت خداوند بر او باد.


نوع مطلب : متون، 
برچسب ها : ولی عصر (علیه السلام) و نصب الاسود، حجر الاسود، ولی عصر (علیه السلام)، نصب الاسود، امام زمان (عج)، بیتاب مولا، حضرت مهدی (عج)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دانلود روایت عهد 36 - با موضوع غزه - 1393/05/23

دانلود روایت عهد 36


سایت رسمی استاد رائفی پور : http://masaf.ir


نوع مطلب : سخنرانی استاد علی اکبر رائفی پور، بی تاب مولا، دانلود، 
برچسب ها : دانلود روایت عهد 36 - با موضوع غزه - 1393/05/23، روایت عهد 36، روایت عهد سی و ششم، رائفی پور، مصاف، بی تاب مولا، استاد رائفی پور،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
کیسه اى که در دجله انداختند

ابو على بغدادى مى گوید:

سالى که ده قطعه شمش نزد حسین بن روح برده بودم گروهى از اهالى قم مرا به زنى که به دنبال وکیل حضرت (علیه السلام) مى گشت، معرفى نمودند. روزى آن زن به حضور حسین بن روح رسید، من هم آنجا بودم. او به شیخ گفت: ى شیخ! بگو ببینم: چه چیزى همراه من است؟

ایشان پاسخ دادند: آنچه را که به همراه خود آورده ى، به دجله بینداز! آنگاه بیا تا به تو بگویم که چه بوده است.

آن زن همانطور که حسین بن روح گفت، آن را با خود برد وبه دجله انداخت وبازگشت.

حسین بن روح به کنیز خود گفت: آن کیسه را بیاور!

وقتى کنیز آن را به حضور حسین بن روح آورد، شیخ رو به آن زن نموده وگفت: این همان کیسه ى است که به همراه داشتى وآن را به دجله انداختى، مى خواهى بگویم که در آن چیست؟ یا خود مى گویى؟

زن گفت: شما بفرمایید!

شیخ گفت: دو دستبند طلا، دو حلقه بزرگ، یک حلقه کوچک جواهرنشان ودو انگشتر که یکى فیروزه ودیگرى عقیق است.

آنگاه کیسه را باز کرد وبه من نشان داد. وقتى چشم آن زن به آنها افتاد، گفت: این همان کیسه ى است که من با خود داشتم وبه دجله انداختم. من وآن زن با مشاهده این دلیل روشن هوش از سرمان پرید.(1)

_________________________

کمال الدین، ج 2، ص 519، ذکر التوقیعات، بحار الانوار، ص 51، ج 342.




نوع مطلب : بی تاب مولا، متون، 
برچسب ها : امام زمان (عج)، حضرت مهدی (عج)، حسین بن روح، بیتاب مولا، بی تاب مولا، دجله، کیسه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دانلود صوتی سخنرانی استاد رائفی پور ماه رمضان 1393 - با موضوع چگونه گناه نکنیم



دانلود سخنرانی استاد رائفی پور ماه رمضان 1393-شب اول
دانلود سخنرانی استاد رائفی پور ماه رمضان 1393-شب دوم
دانلود سخنرانی استاد رائفی پور ماه رمضان 1393-شب سوم
دانلود سخنرانی استاد رائفی پور ماه رمضان 1393-شب چهارم
دانلود سخنرانی استاد رائفی پور ماه رمضان 1393-شب پنجم
دانلود سخنرانی استاد رائفی پور ماه رمضان 1393-شب ششم و پایانی


نوع مطلب : دانلود، بی تاب مولا، سخنرانی استاد علی اکبر رائفی پور، 
برچسب ها : چگونه گناه نکنیم، استاد رائفی پور، استاد علی اکبر رائفی پور، علی اکبر رائفی پور، مصاف، بی تاب مولا، رمضان 93،
لینک های مرتبط :
نظرات ()






تمام حقوق این سایت متعلق به پروردگار یکتا می باشد