تبلیغات
بی تاب مولا - مطالب اسفند 1392
 
بی تاب مولا
چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما همه شیعه گــــردیم و بی تــــاب مــولا
درباره وبلاگ


خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان

مدیر وبلاگ : رضا ر
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
کیفیت سایت را در کل در چه سطحی ارزیابی میکنید؟





دعای فرج
زیارت عاشورا
دعای عظم البلا
روزشمار محرم عاشورا
روزشمار غدیر
روزشمار فاطمیه

بی تاب مولا

بی تاب مولا

دانلود صوت بسیار زیبای علی فانی - گلبرگ کبود





http://icons.iconarchive.com/icons/gakuseisean/ivista-2/48/Network-Download-icon.png


نوع مطلب : دانلود آهنگ ، تواشیح ، مداحی و مناجات، دانلود، 
برچسب ها : دانلود گلبرگ کبود، علی فانی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نظرات ()
مصلح بزرگ در اقوام دیگر - بخش سوم 

این عقیده در میان چینیان و مصریان و مانند آنها


   1ـ در کتاب «علائم ظهور» (گردآورى یکى از دوستان صادق هدایت) در صفحه 47، مى خوانیم:
قسمت اعظم ترجمه متن هاى پهلوى «صادق» درباره ظهور و علائم ظهور است و اگر رویهمرفته نیز به همه متون پهلوى صادق توجّه کنیم باید بگوییم تماماً جنبه مذهبى دارد.
... موضوع ظهور و علائم ظهور موضوعى است که در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهمّیّت خاصّى است... به قول «صادق»: صرف نظر از عقیده و ایمان که پایه این آرزو را تشکیل مى دهد، هر فرد علاقه مند به سرنوشت بشریّت و طالب تکامل معنوى آن وقتى که از همه ناامید مى شود و مى بیند که با وجود اینهمه ترقّیات فکرى و علمى شگفت انگیز باز متأسّفانه بشریّت غافل و بیخبر، روز به روز، خود را به سوى فساد و تباهى مى کشاند، و بیشتر از خداوند بزرگ دورى مى جوید، و بیشتر از اوامر او سرپیچى مى کند، بنا به فطرت ذاتى خود متوجّه درگاه خداوند بزرگ مى شود و از او براى رفع ظلم و فساد یارى مى جوید!
از این رو در همه قرون و اعصار آرزوى یک مصلح بزرگ جهانى در دلهاى خدا پرستان وجود داشته است و این آرزو نه تنها در میان پیروان مذاهب بزرگ، مانند زردشتى و یهودى و مسیحى و مسلمان سابقه دارد; بلکه آثار آن را در کتابهاى قدیم چینیان، و در عقاید هندیان; و در بین اهالى اسکاندیناوى و حتّى در میان مصریان قدیم; و بومیان و حتّى مکزیک; و نظایر آنها نیز مى توان یافت.
* * *
 
   لازم به یادآورى است که کتاب «زند، و هومن یسن» و چند کتاب دیگر زردشتى و از جمله دو باب آخر جاماسب نامه مشتمل بر پیشگویى زردشت از زبان جاماسب حکیم به «گشتاسب» پادشاه وقت که به آئین زردشت گروید راجع به موعود آخر زمان، توسّط صادق هدایت از متن پهلوى به فارسى برگردانده شده، و به وسیله حسن قائمیان دوست و هم قلم هدایت به نام «علائم ظهور» منتشر گردیده است.

----------------------------
منبع:کتاب حکومت جهانى مهدى (عج)،نوشته ی آیت الله مکارم شیرازی


نوع مطلب : متون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
مصلح بزرگ در اقوام دیگر-بخش دوم

جلوه گاه این عقیده در کتب هندیان و برهمائیان



1ـ در کتاب «وشن جوک» از کتب هندوها چنین آمده است:
سرانجام دنیا به کسى بر گردد که خدا را دوست دارد و از بندگان خاصّ او باشد. و نام او «فرخنده و خجسته» باشد!
   2ـ در کتاب دیگرى به نام «دیده» آمده است:
پس از خرابى دنیا پادشاهى در آخر زمان پیدا شود که پیشواى خلائق باشد; و نام او «منصور» باشد، و تمام عالم را بگیرد; و به آئین خود آورد.
   3ـ در کتاب «دداتک» از کتب مقدّسه برهمائیان آمده است:
... دست حق در آید و جانشین آخر «ممتاطا» ظهور کند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد همه جا; و خلایق را هدایت کند.
   4ـ در «پاتیکل» از کتب هندوان آمده است:
چون مدّت روز تمام شد، و دنیاى کهنه نو شود; و زنده گردد و صاحب ملک تازه پیدا شود; از فرزندان دو پیشواى جهان یکى ناموس آخر زمان و دیگرى و حتّى بزرگ وى که «پشن» نام دارد و نام صاحب آن ملک تازه «راهنما» باشد; بحق پادشاه شود، و خلیفه رام باشد و حکم براند و او را معجزه بسیار باشد.
   5ـ در کتاب «باسک» از کتب هندوها آمده است:
دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلى در آخر زمان که پیشواى فرشتگان و پریان و آدمیان باشد; و راستى حق با او باشد، و آنچه در دریا و زمینها و کوهها پنهان باشد، همه را به دست آورد، و از آسمان و زمین آنچه باشد خبرمى دهد، و از او بزرگتر کسى به دنیا نیاید!
----------------------------
منبع:کتاب حکومت جهانى مهدى (عج)،نوشته ی آیت الله مکارم شیرازی



نوع مطلب : متون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
مصلح بزرگ در اقوام دیگر- بخش اول

تجلّى این برنامه در کتب زرتشتیان


   1ـ در کتاب معروف «زند» پس از ذکر مبارزه همیشگى «ایزدان» و «اهریمنان» مى خوانیم:
... آنگاه پیروزى بزرگ از طرف ایزدان مى شود; و اهریمنان رامنقرض مى سازند...
پس از پیروزى ایزدان، و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان به سعادت اصلى خود رسیده، بنى آدم بر تخت نیکبختى خواهند نشست!
   2ـ «جاماسب» در کتاب «جاماسب نامه» از زردشت نقل مى کند که مى گوید:
مردى بیرون آید از زمین تازیان... مردى بزرگ سر، و بزرگ تن، و بزرگ ساق، و بر آئین جدّ خویش و با سپاه بسیار، و روى به ایران نهد، وآبادانى کند و زمین را پرداد کند.

----------------------------
منبع:کتاب حکومت جهانى مهدى (عج)،نوشته ی آیت الله مکارم شیرازی
 


نوع مطلب : متون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-دانشگاه علوم و تحقیقات فارس با موضوع عدالت ، گمشده آخر الزمان





نوع مطلب : سخنرانی استاد علی اکبر رائفی پور، دانلود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
شنبه 17 اسفند 1392
حکومت دراز مدت

   گرچه درباره مدّت حکومت او احادیث مختلفى در منابع اسلامى دیده مى شود که از 5 یا هفت سال تا 309 سال (مقدار توقّف اصحاب کهف در آن غار تاریخى) ذکر شده ـ که در واقع ممکن است اشاره به مراحل و دورانهاى آن حکومت باشد (آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال و دوران تکاملش 40 سال و دوران نهائى اش بیش از سیصد سال! دقّت کنید) ـ ولى قطع نظر از روایات اسلامى، مسلّم است که این آوازه ها و مقدّمات براى یک دوران کوتاه مدّت نیست بلکه قطعاً براى مدّتى است طولانى که ارزش این همه تحمّل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد!


 ---------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1ـ بحارالانوار، ج 52، ص 336.
2ـ بحارالانوار، ج 52، ص 328.
منبع:کتاب حکومت جهانى مهدى (عج)،نوشته ی آیت الله مکارم شیرازی
 



نوع مطلب : متون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پیشرفت برق آساى علوم در عصر مهدى(علیه السلام)




   هیچ برنامه انقلابى بدون یک جهش فکرى و فرهنگى، پایا و پویا نخواهد بود و رشد و تکامل لازم را نخواهد یافت; لذا، بدون شک نخستین گام در تحقّق بخشیدن به چنین هدفى، اقدام به یک انقلاب فرهنگى است که افکار را از دو سو به حرکت در آورد:
   از طرفى، در زمینه علوم و دانشهایى که مورد نیاز یک جامعه آباد و آزاد و سالم است (این از نظر مادّى و روبنائى).
   و از سوى دیگر، در زمینه آگاهى به اصول یک زندگى صحیح انسانى آمیخته با ایمان در جهت معنوى و زیر بنائى.
   در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) چنین مى خوانیم:
 
«العلم سبعة و عشرون حرفاً فجمیع ما جائت به الرّسل حرفان، فلم یعرف النّاس حتّى الیوم غیر الحرفین، فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة والعشرین حرفاً; فبثّها فى النّاس و ضمّ الیها الحرفین، حتّى یبثّها سبعة و عشرین حرفاً(1);
علم و دانش بیست و هفت حرف (بیست و هفت شعبه و شاخه) است; تمام آنچه پیامبران الهى براى مردم آوردند دو حرف بیش نبود، و مردم تا کنون جز آن دو حرف را نشناخته اند، امّا هنگامى که قائم ما قیام کند بیست و پنج حرف (بیست و پنج شاخه و شعبه) دیگر را آشکار مى سازد; و در میان مردم منتشر مى سازد; و دو حرف را به آن ضمیمه مى کند تا بیست و هفت حرف کامل و منتشر گردد.»
 
   این حدیث بروشنى جهش فوق العاده علمى عصر انقلاب مهدى(علیه السلام) را مشخّص مى سازد که تحوّلى به میزان بیش از 12 برابر! نسبت به تمام علوم و دانشهایى که در عصر همه پیامبران راستین به بشریّت اعطا شد، پیش مى آید; و درهاى همه رشته ها و همه شاخه هاى علوم مفید و سازنده به روى انسانها گشوده مى شود، و راهى را که بشر طىّ هزاران سال پیموده به میزان 12 برابر در دوران کوتاهى مى پیماید;
چه جهشى از این بالاتر و سریعتر!
   حدیث دیگرى که از امام باقر(علیه السلام) نقل شده، معنى حدیث فوق را تکمیل مى کند، آنجا که مى گوید:
 «اذا قام قائمنا وضع یده على رؤوس العباد، فجمع بها عقولهم و کملت بها احلامهم(2); هنگامى که قائم ما قیام کند،
دستش را بر سر بندگان مى گذارد و عقول آنها را با آن کامل و افکارشان را پرورش داده تکمیل مى کند.»
    و به این گونه در پرتو ارشاد و هدایت مهدى(علیه السلام) و در زیر دست عنایت او مغزها در مسیر کمال به حرکت در مى آیند; و اندیشه ها شکوفان مى گردند، و تمام کوته بینى ها و تنگ نظریها و افکار پست و کوتاه که سرچشمه بسیارى از تضادها و تزاحمها و برخوردهاى خشونت آمیز اجتماعى است بر طرف مى گردد.
    مردمى بلند نظر، با افکارى باز، و سینه هائى گشاده ،و همّتى والا، و بینشى وسیع، پرورش مى یابند که بسیارى از مشکلات اجتماعى را در روح خود حل مى کنند و جهانى از صلح و صفا مى سازند.
    و امروز نیز هر گونه اصلاح اجتماعى، در هر مقیاسى، بستگى به این دگرگونى فکرى و انقلاب روحى دارد.
 
* * *

 ---------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1ـ بحارالانوار، ج 52، ص 336.
2ـ بحارالانوار، ج 52، ص 328.
منبع:کتاب حکومت جهانى مهدى (عج)،نوشته ی آیت الله مکارم شیرازی
 


نوع مطلب : متون، 
برچسب ها : پیشرفت برق آساى علوم در عصر مهدى(علیه السلام)، مهدى(علیه السلام)،
لینک های مرتبط : پیشرفت برق آساى علوم در عصر مهدى(علیه السلام)،
نظرات ()
چرا امام زمان (عج) قائم آل محمد (ص) نامیده شد

ابو حمزه ثمالى مى گوید:

از حضرت امام محمّدباقر (علیه السلام) پرسیدم: ى فرزند رسول خدا! مگر شما ائمه، همه قائم به حق نیستید؟

فرمود: بلى!.

عرض کردم: پس چرا فقط امام زمان (علیه السلام) قائم نامیده شده است؟

حضرت فرمود: هنگامى که جدّم حسین بن على (علیهما السلام) به شهادت رسید، فرشتگان آسمان به درگاه خداوند متعال نالیدند وگریستند وعرض کردند: پروردگارا! آیا کسى را که برگزیده ترین خلق تو را به قتل رسانده است به حال خود وامى گذارى؟

خداوند متعال به آنها وحى فرستاد: آرام گیرید! به عزّت وجلالم سوگند! از آنها انتقام خواهم کشید، هرچند بعد از گذشت زمانى باشد.

آنگاه پرده حجاب را کنار زده وفرزندان حسین (علیه السلام) را که وارثان امامت بودند، به آنها نشان داد. ملائکه از دیدن این صحنه بسیار مسرور شدند.

یکى از آنها در حال قیام نماز مى خواند. حق تعالى فرمود: به وسیله این قائم از آنها انتقام خواهم گرفت(1)


----------------------------

پی نوشت ها

1-علل الشرایع، ص 160، باب 129، ح 1، بحار الانوار، ج 51، ص 28، ح 29.

----------------------------

منبع:

داستانهایى از امام زمان(عج) از كتاب بحار الأنوار

ناشر:واحد تحقیقات مسجد مقدّس جمکران



نوع مطلب : متون، 
برچسب ها : قائم آل محمد (ص)، امام زمان (عج)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دعا برای حفظ و سلامتی آقا امام زمان (عج):


 اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً
حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" 


 خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات، 
سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان ول‏ی ات 
حضرت حجّة بن الحسن- 
كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد 
باش، تا او را به صورتى كه خوشایند اوست
و همه از او فرمانبرى می‏نمایند
ساكن زمین گردانیده، 
و مدّت زمان طولانى در آن بهره ‏مند سازى


نوع مطلب : دعا، 
برچسب ها : دعا، دعا برای حفظ و سلامتی آقا امام زمان (عج):، امام زمان (عج):،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دعای آیت الله بهجت(ره) برای امام زمان(عج)

امام زمان

عارف وارسته حضرت آیة الله بهجت درباره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید.(1)

ایشان می فرمودند: آیا نباید در فکر باشیم و با تضرّع و زاری برای ظهور فرج مسلمان‌ها و مصلح حقیقی: حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا کنیم؟!(2)

 

شرایط خواندن دعای فرج

از مهم‌ترین دعاها، دعای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.(3) روایت دارد که در آخرالزّمان همه هلاک می شوند به جز کسی که برای فرج دعا می کند. گویا همین دعا برای فرج، یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعا است. همین، مرتبه ای از فرج است.(4)

خواندن دعای فرج در نظر ایشان همراه با شرایطی به شرح زیر است:

1. توبه از گناهان

آیة الله بهجت می فرمودند: بهترین کار برای به هلاکت نیفتادن در آخرالزّمان، دعای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؛ البته دعایی که در همه اعمال ما اثر بگذارد. قطعاً اگر کسانی در دعا جدّی و راستگو باشند، مبصراتی (دیدنی‌هایی) خواهند داشت. باید دعا را با شرایط آن خواند و «توبه از گناهان» از جمله شرایط دعا است.

ایشان می‌فرمودند: ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم در اصلاح نفس است.(5)

ترك معصیت، حاصل نمی شود به طوری كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مكان و در میان مردم و در خلوت.(6)

اگر جلوی خود را در ارتكاب معاصی نگیریم، حالمان به انكار و تكذیب و استهزا به آیات الهی، و یا به جایی می رسد كه از رحمت خدا ناامید می شویم!

آیة الله بهجت پیرامون مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود می فرمودند: افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!

اگر به قطعیّات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده‌ایم قطعاً حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است.(7)

2. خلوص و صدق نیّت در دعا   

راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ نه دعای همیشگی و لقلقه زبان...، بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.(8)

3. توسل به امام همراه با تضرّع و زاری

آیة الله بهجت می فرمودند: ابتلائات شیعه امروز بسیار زیاد است. از ظلم و ستم و بلا و فشاری که بر سر اسلام و مسلمانان به خصوص اهل ایمان می‌آید، کارد به استخوان رسیده است. بیماری‌های مختلف و حوادث زیاد شده است. باید در مشاهد مشرّفه و مواقف مهمّه برای رفع ابتلائات شیعه دعا کرد و تضرّع نمود. ما باید از همه بخواهیم که متوسل شوند و دعا کنند و تضرّع نمایند تا بلکه فرجی حاصل شود. دعای فرج اگر موجب فرج عمومی نشود برای دعا کننده موجب فرج خواهد بود. إن‌شاءالله چنانچه در بعضی از روایات آمده: «دعا کنید که در آن فرج شماست».

برخی از مردم به مرحوم آقای شیخ حسنعلی تهرانی متوسل می‌شدند و نتیجه می‌گرفتند؛ ولی متوجّه امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیستند. ما باید به بیش از این ها به امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) متوسل باشیم؛ تا نتیجه بگیریم. اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بشناسند و به آن پناه برند؛ امکان ندارد که از آن ناحیه مورد عنایت واقع نشوند.

ترك معصیت، حاصل نمی شود به طوری كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مكان و در میان مردم و در خلوت. اگر جلوی خود را در ارتكاب معاصی نگیریم، حالمان به انكار و تكذیب و استهزا به آیات الهی، و یا به جایی می رسد كه از رحمت خدا ناامید می شویم!

4. مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود

آیة الله بهجت پیرامون مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود می فرمودند: افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!(9)

هر کدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت [امام زمان (علیه السلام)] – که نفعش به همه برمی گردد و از اهمّ ضروریّات است - نیستیم!(10)

و در نهایت در نظر آیه الله بهجت «مهم تر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و انکار نکردن حضرت تا ظهور او می باشد.» (11)

به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود.(12) لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.(13)

در پایان آوردن این سوال از آیت الله بهجت خالی از لطف نیست که فردی به ایشان عرض کرد:

این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم! آیه الله بهجت در جواب فرمودند: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش.(14) الّلهمّ صلّی علی محمّد و ال محمّد و عجّل فرجهم.

 

پی نوشت ها:

1.       در محضر بهجت، ج 2، ص 299.

2.       همان، ص 38.

3.       همان، ج 1، ص 363.

4.       گوهرهای حکیمانه، ص 115.

5.       فیضی از ورای سکوت، ص 65.

6.       به سوی محبوب، ص 23.

7.       در محضر بهجت، ج 2، ص 250.

8.       همان، ص 347.

9.       همان، ص 118.

10.   همان، ص 27.

11.   جرعه وصال، ص 25 و 26.

12.   در محضر بهجت، ج 1، ص 102.

13.   همان، ص 187.

14.   به سوی محبوب، ص 59.

فاطمه سرفرازی  

بخش مهدویت تبیان

منبع:سایت تبیان



نوع مطلب : متون، 
برچسب ها : آیت الله بهجت(ره)، امام زمان(عج)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دانلود سی و سومین همایش روایت عهد با موضوع “شاخ شیطان”
نقدی بر فرقه ضاله وهابیت



(اگر در دانلود با IDM دچار مشکل شدید از سایر نرم افزارها مانند flashget استفاه کنید)


نوع مطلب : دانلود، سخنرانی استاد علی اکبر رائفی پور، 
برچسب ها : raefi poor، آخرین سخنرانی رائفی پور، استاد رائفی پور، استاد رائفی پور مهدویت، جدیدترین سخنرانی رائفی پور، دانلود اخرین سخنرانی رائفی پور، دانلود تصویری رائفی پور،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 7 اسفند 1392
راه پیروزى آن مصلح بزرگ



مى دانیم شرط مهمّ پیروزى بر دشمن برترى نیروهاست; این نیروها تنها شامل نیروهاى نظامى نمى شود; بلکه برترى از نظر قدرت روحى و ایمان به هدف، و استحکام پایه هاى اقتصادى و اجتماعى، همه در این برترى شکل مى گیرند و نقش اساسى دارند.
   و اگر جامعه اى شکست خورده و در زنجیر اسارت باقیمانده، دلیلى جز غفلت از تلاش و کوشش در زمینه فراهم ساختن این عوامل پیروزى و یا اشتباه در محاسبه نیروها ندارد.
* * *
   با در نظر گرفتن اصل اساسى بالا، پرسشهایى پیرامون قیام مصلح بزرگ جهانى پیش مى آید:
   1ـ براى تحقّق یافتن عدالت جهانى و پیروزى ارتش طرفداران حقّ و عدالت بر یغما گران و زور گویان و خود کامگان و جبّاران، آیا رهبر این نهضت بزرگ از سلاحهاى سنّتى اعصار پیشین استفاده مى کند (از اسلحه سرد)، در این صورت چگونه مى تواند این روش پیکار را به دیگران بقبولاند، و چنین سلاحى در برابر سلاحهاى پیشرفته و وحشتناک عصر ما که به حکم یک بازیچه کوچک است، چگونه مى تواند ضامن پیروزى گردد؟
   یا با سلاحى مدرنتر از آنچه امروز در اختیار پیشرفته ترین کشورهاى صنعتى است دست به مبارزه مى زند؟
   این سلاح چگونه و به چه وسیله در اختیار او و طرفدارانش قرار خواهد گرفت؟
   2ـ از این گذشته، در روایات اسلامى مى خوانیم.
   «او با شمشیر قیام مى کند» و این تعبیر نشان مى دهد که احتمال اوّل یعنى بهره گیرى از سلاحهاى سنّتى به حقیقت نزدیکتر است و با این حال اشکال گذشته باز مى گردد که:
   چگونه مى توان سلاحهاى مدرن را بکلّى از کار انداخت و به عصر سلاح سرد بازگشت؟
   آیا دنیاى امروز در یک جنگ اتمى ـ آنچنان که بعضى از دانشمندان پیش بینى کرده اند ـ احتمالا طورى در هم کوبیده مى شود که چاره اى جز بازگشت به گذشته ندارد و سپس او قیام خواهد کرد؟
   آیا این احتمال قابل قبول است؟
   3ـ باز سوال دیگرى پیش مى آید که اصولا و بطور کلّى، در عصر برترى نور بر ظلمت و عدالت بر بیدادگرى، آیا ماشینیزم مدرن با اینهمه وسائل رفاه و آسایشى که براى بشریّت فراهم ساخته از میان مى رود و انسانها به چندین قرن پیش بازگشت مى کنند؟
   این ارتجاع و عقب گرد باور کردنى است؟
   و یا بعکس، نه تنها مى ماند، بلکه با سرعت تکامل مى یابد، تکاملى که توأم با پیشگیرى از جنبه منفى زندگى ماشینى و خطرات ناشى از آن خواهد بود؟ و به تعبیر دیگر، ماشینیزم هم «تکامل» مى یابد و هم «تصفیه» مى شود!
* * *
   براى یافتن پاسخ این سؤالها هم از منابع حدیث مى توان کمک گرفت و هم از دلائل عقلى چرا که به هر دو ارتباط و پیوند دارد.
  بازگشت به عقب نه ممکن است و نه منطقى، و این برخلاف سنّت آفرینش و اصل تکامل در زندگى انسانها است; بنابراین، هیچ دلیلى وجود ندارد که با جهش جامعه انسانى به سوى حقّ و عدالت، ترقّى و پیشرفت جامعه متوقّف گردد، و یا عقب نشینى کند، عقب گرد و گذشته گرائى با چنان پیشرفت و جهشى متناسب نیست.
   بنابراین، قیام یک مصلح بزرگ براى استقرار عدل و آزادى در سراسر جهان هیچ گاه سبب نمى شود که جنبش صنعتى و ماشینى در شکل سالم و مفیدش بر چیده یا متوقّف شود.
   صنایع کنونى نه تنها بسیارى از گره ها را از زندگى انسانها گشوده اند، بلکه همانگونه که در بحثهاى گذشته گفتیم یکى از پایه هاى استقرار حکومت واحد جهانى، نزدیکى و بهم پیوستگى دنیا از نظر وسایل ارتباطى و پیوندهاى اجتماعى است و این موضوع بدون تکامل صنعتى ممکن نیست.
   ولى شک نیست این جنبش صنعتى و تکامل تکنولوژى الزاماً باید از یک صافى دقیق بگذرد تا جنبه هاى ناسالم و زیانبخش آن حذف گردد، و سرانجام در مسیر منافع انسانها و صلح و عدالت بسیج شود; یک حکومت طرفدار حقّ و عدالت این کار را حتماً خواهد کرد.
   این در مورد اصل پیشرفت صنعت و تکنولوژى.
   امّا در مورد سلاحها باید گفت:
   براى استقرار چنان حکومتى باید حکومتهاى خود کامه و بیدادگر از صحنه جهان خارج شوند; و براى خارج کردن آنها، لااقل در شرایط کنونى یک «سلاح برتر» لازم است; سلاحى که شاید حتّى تصوّرش امروز براى ما ممکن نیست.
   آیا این سلاح چیزى همانند یک «اشعّه مجهول و مرموز» است که کار بردش ماوراى همه سلاحهاى کنونى است و مى تواند همه آنها را خنثى کند و نقشه استفاده ابرقدرتها را از آن عقیم بگذارد؟
   یا یک نوع تأثیر مرموز روانى و از کار انداختن دستگاههاى فکرى آنها حتّى از راههاى دور است که نتوانند هیچ گونه فکرى براى استفاده از سلاحهاى مخرّب کنونى بکنند؟
   و یا چیزى از قبیل احساس یک نوع ترس و وحشت فوق العاده که مانع هر گونه تصمیم گیرى در این زمینه شود؟
   و یا چیز دیگر...
 
   نمى دانیم. و نمى توانیم نوع این سلاح را نه از نظر مادّى یا روانى بودن و نه از جهات دیگر تعیین کنیم; همین اندازه اجمالا مى توانیم بگوئیم یک سلاح برتر خواهد بود.
   و نیز مى دانیم آن سلاح، سلاحى نیست که گناهکار و بیگناه را با هم نابود کند و پایه هاى عدالت آینده، بر ظلم و ستم امروز بگذارد.
   این از نظر تجزیه و تحلیل عقلى.
* * *
در منابع حدیث تعبیرات جالبى دیده مى شود که بطور ضمنى پاسخ رسا و روشنى براى سؤالات فوق در بر دارد; از جمله:
   1ـ از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده:
 
«انّ قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربّها واستغنى العباد من ضوء الشّمس(1); هنگامى که قائم ما قیام کند، زمین به
نور پروردگارش روشن مى شود و بندگان خدا از نور آفتاب بى نیاز مى شوند!»
 
   از این تعبیر چنین بر مى آید که مسأله نور و انرژى آنچنان حل مى شود که در روز و شب از پر قدرت ترین نورها که مى تواند جانشین نور آفتاب گردد، بهره گیرى مى کنند.
   آیا باز باید به این موضوع شکل اعجاز دهیم در حالى که برنامه زندگى روزمرّه ـ آنهم بطور مستمر ـ باید بر سنن طبیعى دور بزند، نه بر اعجاز; که اعجاز یک امر استثنائى و براى موارد ضرورى و فوق العاده است آنهم در مسیر اثبات حقّانیّت دعوت نبوّت یا امامت.
   و به هر حال، در عصر هیچ پیامبرى زندگى عادى مردم بر اساس اعجاز جریان نداشته است; بنابراین، تکامل علوم و صنایع به حدّى خواهد رسید که مردم با رهبرى آن رهبر بزرگ قادر به کشف منبع نور و انرژى فوق العاده اى که حتّى مى تواند جانشین نور خورشید گردد، مى شوند.
   و آیا در چنین اوضاع و شرایطى سلاح مردم براى تأمین صلح و آزادى و عدالت مى تواند از نوع سلاحهاى قرون پشین باشد و اصولا تناسبى در میان این دو وجود دارد؟
* * *
   2ـ در حدیث دیگرى از ابوبصیر از امام صادق(علیه السلام) نقل شده:
 
«انّه اذا تناهت الامور الى صاحب هذا الامر رفع اللّه تبارک و تعالى لَه کلَّ منخفض من الأرض، و خفّض له کلَّ مرتفع حتّى تکون الدّنیا عنده بمنزلة راحته، فایّکم لو کانت فى راحته شعرة لم یبصرها(2); هنگامى که کارها به
صاحب اصلى ولایت (مهدى(علیه السلام)) برسد خداوند هر نقطه فرو رفته اى از زمین را براى او مرتفع، و هر نقطه مرتفعى را پایین مى برد آنچنان که تمام دنیا نزداو بمنزله کف دستش خواهد بود! کدامیک از شما اگر در کف دستش موئى باشد آن را نمى بیند!»
   امروز با نصب وسائل فرستنده بر فراز کوهها، کمک به انتقال تصویرها به نقاط مختلفى از جهان مى کنند و حتّى از ماهواره ها نیز استفاده کرده مناطق وسیعترى را زیر پوشش انتقال تصویر قرار مى دهند; تا همه کسانى که دستگاههاى گیرنده در اختیار دارند بتوانند از آن استفاده کنند.
   ولى عکس این موضوع لااقل در حال حاضر عملى نیست; یعنى، تصویرها را از یک نقطه به نقاط مختلف جهان مى توان منتقل ساخت ولى از همه نقاط نمى توان به یک نقطه انتقال داد مگر این که در هر شهر بلکه در هر خانه، و در هر بیابان و کوه و صحرا و در هر گوشه اى از دنیا دستگاههاى مجهّز فرستنده نصب گردد، تا بتوان از همه جهان آگاه شد و چنین چیزى با وسائل کنونى غیر ممکن است.
   امّا از حدیث فوق چنین برمى آید که در عصر قیام مهدى(علیه السلام) یک سیستم نیرومند و مجهّز براى انتقال تصویرها به وجود مى آید که شاید تصوّر آنهم امروز براى ما مشکل باشد، آنچنان که تمام جهان بمنزله کف دست خواهد بود; نه موانع مرتفع، و نه گودى زمینها; مانع از رؤیت موجودات روى زمین نخواهد شد!
   بدیهى است بدون یک چنین سلطه اطّلاعاتى بر تمام کره زمین، حکومت واحد جهانى و صلح و امنیّت و عدالت، به گونه همه جانبه، و سریع و جدّى، امکان پذیر نخواهد بود; و خداوند این وسیله را در اختیار او و تشکیلات حکومتش قرار مى دهد.
   باز تکرار و تأکید مى کنم که این گونه امور که با زندگى روزمرّه مردم سر و کار دارد بسیار بعید است که بر پایه اعجاز صورت گیرد بلکه باید از طرق اسباب عادى و طبعاً بر اساس پیشرفت علم و صنعت باشد.
   این نیز روشن است که این واحد اطّلاعاتى پیشرفته، نمى تواند در یک جامعه ظاهراً عقب افتاده بود باشد بلکه به موازات آن باید سایر بخشهاى زندگى نیز به همان نسبت پیشرفته باشد، در همه زمینه ها و در همه شؤون، و حتّى نوع سلاحها.
* * *
   3ـ از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که فرمود:
 
ذخر لصاحبکم الصّعب!
قلت: و ما الصّعب؟
قال: ما کان من سحاب فیه رعد و صاعقة او برق، فصاحبکم یرکبه، أَما انّه سیر کب السّحاب و یرقى فى الأَسباب; اسباب السّماوات السّبع والارضین!(3)
 
براى صاحب و دوست شما (مهدى(علیه السلام)) آن وسیله سرکش ذخیره شده است.
راوى این حدیث مى گوید: گفتم منظور از وسیله سرکش چیست؟
امام(علیه السلام) فرمود:
ابرى است که در آن غرش رعد و شدّت صاعقه یا برق است; او بر این وسیله سوار مى شود; آگاه باشید او بزودى بر ابرها سوار مى گردد و صعود به آسمانها و زمینهاى هفتگانه مى کند.
 
   مسلماً منظور از ابر، این ابر معمولى نیست; زیرا ابرهاى معمولى وسیله اى نیستند که بتوان با آنها سفر فضایى کرد; آنها در جوّ نزدیک زمین در حرکتند و با زمین فاصله ناچیزى دارند و نمى توانند از آن بالاتر بروند; بلکه اشاره به وسیله فوق العاده سریع السّیرى است که در آسمان به صورت توده اى فشرده از ابر به نظر مى رسد، غرّشى همانند رعد، و قدرت و شدّتى همچون صاعقه و برق دارد; و به هنگام حرکت، دل آسمان را با نیروى فوق العاده خود مى شکافد; و همچنان به پیش مى رود، و مى تواند به هر نقطه اى از آسمان حرکت کند.
   و به این ترتیب، یک وسیله مافوق مدرن است که شبیه آن را در وسایل کنونى نداریم; تنها در میان بشقابهاى پرنده و وسایل سریع و سرسام آور فضایى که امروز داستانهایى از آنها بر سر زبانهاست و نمى دانیم تا چه حد جنبه واقعى و علمى دارد، شاید شباهت داشته باشد; ولى به هر صورت بشقاب پرنده هم نیست.
   به هر حال، از حدیث بالا بطور اجمال مى توان دریافت که موضوع عقب گرد صنعتى در کار نیست، بلکه بعکس سخن از پیشرفت خارق العاده اى در میان است که به موازات آن باید تکامل در همه زمینه ها صورت گیرد.
* * *
   4ـ حدیث عجیب دیگرى که از جابر از امام باقر(علیه السلام) نقل شده چنین مى گوید:
 
«انّما سمّى المهدى لانّه یهدى الى امر خفى; حتّى انه یبعث الى رجل لا یعلم النّاس له ذنب فیقتله حتّى ان احدهم یتکلّم فى بیته فیخاف ان یشهد علیه الجدار(4);
به این جهت او مهدى نامیده شده است که به امور مخفى و پنهان هدایت مى گردد; تا آنجا که گاه به سراغ کسى مى فرستد که مردم او را بى گناه مى دانندو او را به قتل مى رساند (زیرا از گناه نهایى او همانند قتل نفس که موجب قصاص مى شود آگاه است!) و تا آنجا که بعضى از مردم هنگامى که درون خانه خود سخن مى گویند مى ترسند دیوار بر ضدّ آنها شهادت دهد (و از خلافکاریها و توطئه آنان، حکومت مهدى را با خبر سازد!»
 
   این حدیث نیز گواه بر آن است که در دروان حکومت او در حالى که نیکان و پاکان در نهایت آزادى به سر مى برند، خلافکاران چنان تحت کنترل هستند که ممکن است با وسائل پیشرفته اى امواج صوتى آنها از دیوار خانه هایشان باز گرفته شود و به هنگام لزوم مى توان فهمید که آنها در درون خانه چه گفته اند!
   این سخن شاید در یکصد سال پیش جز به عنوان یک معجزه قابل تصوّر نبود، اما امروز که مى بینیم در بسیارى از کشورها چگونگى حرکت اتومبیلها را در جادّه ها با دستگاه رادار از راه دور و بدون حضور پلیس کنترل مى کنند; و یا مى شنویم دانشمندان توانسته اند از امواجى که بر بدنه کوزه هایى که در پاره اى از موزه هاى مصر وجود دارد صداى کوزه گران دو هزار سال پیش را زنده کنند، و یا مى شنویم که دستگاه هائى وجود دارد که از طریق امواج حرارتى (امواج مادون قرمز) که از یک دزد یا یک قاتل در محلّى باقیمانده و خودش تازه از آنجا گریخته عکسبردارى کنند و او را از روى آن بشناسند; زیاد شگفت آور نیست.
   از مجموع آنچه در بالا آوردیم پاسخ سؤالات گذشته روشن مى گردد که در عصر انقلاب جهانى مهدى(علیه السلام) نه فقط مسئله عقب گرد صنعتى وجود ندارد بلکه صنایع و تکنولوژى بطرز بى سابقه اى گسترش مى یابد ولى تنها در مسیر منافع انسانها و تحقّق بخشیدن به آرمان حق طلبان و آزادیخواهان و تشنگان حقّ و عدالت.
* * *
    تنها این سؤال باقى مى ماند که پس این همه تعبیرات مربوط به «قیام به شمشیر» در مورد مهدى(علیه السلام) چه مفهومى دارد؟ حتّى در دعاهایى که درس آمادگى براى شرکت در این جهاد آزادى بخش بزرگ مى دهد انتظار آن روز را مى کشیم که با شمشیر کشیده «شاهراً سیفه» در صفوف این مجاهدین قرار گیریم.
   امّا حقیقت این است که «شمشیر» همیشه کنایه از قدرت و نیروى نظامى بوده و هست همانگونه که «قلم» کنایه از علم و فرهنگ است.
   شک نیست که حتّى در میدان جنگهاى سنّتى پیشین سلاحهاى مختلفى جز شمشیر به کار مى رفته، همچون تیر و نیزه و خنجر، ولى همواره مى گویند اگر در برابر فلان موضوع سر تسلیم فرود نیارید «حواله شما با شمشیر است» یا گفته مى شد «به زور شمشیر حقّ خود را مى گیریم».
   یا از قدیم معروف بوده «کشور با دو چیز اداره مى شود، قلم و شمشیر» و همه اینها جنبه سمبولیک دارد و مفهوم آن تکیه بر قدرت و استفاده از نیروى نظامى است.
   ضرب المثلهاى زیادى امروز در این زمینه در دست است; مى گویند:
 
«فلان کس شمشیر را از رو بسته!» یعنى، آشکارا قدرت نمائى مى کند.»
«شمشیر میان ما و شما حکومت خواهد کرد!» اشاره به این که جز از راه جنگ مساله حل نمى شود.
«شمشیرها را غلاف نمى کنیم تا به هدف برسیم!» کنایه از اینکه مبارزه را تا آخر ادامه خواهیم داد.
«فلان کس شمشیرش را غلاف کرده!» یعنى، دست از مبارزه برداشته است.»
«فلان کس شمشیر دو دم است!» یعنى، از دو سو مبارزه مى کند.»
   در تمام این تعبیرات شمشیر کنایه از قدرت و مبارزه است; در روایات اسلامى نیز مى خوانیم:
الجنّة تحت ظلال السّیوف; بهشت در سایه شمشیرهاست.
السّیوف مقالید الجنّة; شمشیرها کلیدهاى بهشتند!
 
   همه اینها اشاره به جهاد و جانبازى و استفاده از قدرت است; و این گونه تعبیرات سمبولیک از «شمشیر» یا «قلم» در زبانهاى مختلف فراوان است.
   از اینجا روشن مى شود که منظور از قیام مهدى(علیه السلام) به سیف، همان اتّکاى بر قدرت است; براى اینکه چنین گمان نشود که این مصلح بزرگ آسمانى به شکل یک معلم، یا یک واعظ، و یا راهنماى مسائل اجتماعى ظاهر مى شود و رسالت او تنها اندرز دادن مردم است.
   بلکه او یک رهبر دورنگر و دور اندیشى است که نخست از حربه منطق بهره گیرى کافى مى کند، و آنجا که گفتار حق سودى نبخشد که در مورد بسیارى از زورگویان و جبّاران سودى هم نخواهد داد، دست به شمشیر مى کند; یعنى، متوسّل به قدرت مى شود و ستمکاران را بر سرجاى خودشان مى نشاند; یا در صورت لزوم، وجود کثیفشان را از سر راه بر مى دارد; و شک نیست که براى اصلاح گروهى از مردم جز این راهى نیست که گفته اند:
   «النّاس لا یقیمهم الاّ السّیف; کار مردم جز با شمشیر راست نشود!»
   و به تعبیر دیگر، او تنها وظیفه اش روشنگرى و ارائه راه نیست بلکه وظیفه مهمترش ـ علاوه بر این ـ اجراى قوانین الهى و به ثمر رساندن انقلاب تکاملى اسلام، و رساندن به مقصد و ایصال به مطلوب است.
* * *
   گرچه از گفتار بالا این نکته نیز روشن شد، ولى تصریح به آن لازم به نظر مى رسد که بر خلاف پندار بعضى کوته فکران که چنین مى پندارند او به هنگام قیامش بى مقدّمه دست به سلاح مى برد و طبق آن افسانه دروغین «آنقدر خون مى ریزد که خون به رکابش مى رسد!» نخست از طریق رهبرى فکرى و روشنگرى در همه زمینه ها، مى پردازد.
   به تعبیر رساى مذهبى «اتمام حجّت» مى کند آنچنان که هر کس کمترین آمادگى براى پذیرا شدن منطقى آئین حق داشته باشد روشن شود، و تنها کسانى باقى بمانند که جز از طریق توسّل به زور و خشونت اصلاح پذیر نیستند.
   از قرائن روشن بر این موضوع ـ گذشته از این که دلیلش با خود آن است ـ اینکه مى دانیم روش او روش پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) است; او سیزده سال تمام در مکّه به دعوت پنهان و آشکار مشغول بود و آنها که پذیراى حق بودند گرد او را گرفتند; ولى گردنکشان یاغى و زورمند که اکثریّت توده نادان را به دنبال خود مى کشانیدند در برابرش بپا خاستند و او بناچار به مدینه آمد و با تشکیل حکومت اسلامى و فراهم ساختن قدرت، در برابر آنها ایستاد و راه خود به سوى یک دعوت عمومى گشود.
   گرچه در زمینه دعوت اسلام نیز سمپاشى زیاد شده که آئین شمشیر است ولى بهترین سندى که امروز در برابر آنها در دست است و خوشبختانه نتوانسته اند آن را بپوشانند یا از میان ببرند همین قرآن است.
   اگر چهره اسلام یک چهره توسّل به خشونت و زور بود در قرآن براى اثبات حقایق اینهمه استدلال نمى شد; اینهمه در موضوع خداشناسى و معاد دو اصل اساسى اسلام تکیه روى دلائل گوناگون نمى شد; اینهمه متفکّران و صاحبان عقل و اندیشه را به داورى نمى طلبید; اینهمه سخن از علم و دانش نمى گفت; یک رژیم خشن نظامى استدلال نمى فهمد.
* * *
   و حتّى به هنگام توسّل به زور نیز موضع خود را با دلایل منطقى به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر مشخّص مى سازد.
   به هر حال، او در این روش همانند پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) عمل مى کند، به اضافه این که در عصر او سطح افکار عمومى بالاتر آمده و توسّل به منطق ضرورت بیشترى دارد همان گونه که در برابر خشونت روز افزون گردنکشان زورگو، خشونت لازم است.
   مسلّماً انقلاب او در پاره اى از قسمتها یک انقلاب خونین خواهد بود، و خونهاى کثیف کالبد جامعه بشرى با تیغ او بیرون خواهد ریخت و در هیچ جامعه فاسدى جز از این راه اصلاحات بنیادى مایه نخواهد گرفت; ولى مفهوم این سخن آن نیست که او بى حساب خون مى ریزد و بى دلیل مى کشد; درست همانند طبیبى است که در خون گرفتن از کالبد بیمار نهایت دقّت را به عمل مى آورد!
 
---------------------------------------------------------
1ـ بحار، ج 13، چاپ قدیم، صفحه 176.
2ـ بحارالانوار، ج 52، ص 328.
3ـ بحار، ج 12، ص 182.
4ـ بحارالانوار، ج 13.
--------------------------------------------------------
منبع:کتاب حکومت جهانى مهدى (عج)-نوشته ی آیت الله مکارم شیرازی




نوع مطلب : متون، 
برچسب ها : شمشیر، راه پیروزى، مصلح بزرگ،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   



تمام حقوق این سایت متعلق به پروردگار یکتا می باشد