تبلیغات
بی تاب مولا - ولی عصر (علیه السلام) و نصب الاسود!
 
بی تاب مولا
چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما همه شیعه گــــردیم و بی تــــاب مــولا
درباره وبلاگ


خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان

مدیر وبلاگ : رضا ر
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
کیفیت سایت را در کل در چه سطحی ارزیابی میکنید؟





دعای فرج
زیارت عاشورا
دعای عظم البلا
روزشمار محرم عاشورا
روزشمار غدیر
روزشمار فاطمیه

بی تاب مولا

بی تاب مولا

ولی عصر (علیه السلام) و نصب الاسود!

محمد بن قولویه، استاد شیخ مفید مى گوید:
قرامطه - كه پیروان احمد بن قرمط بودند - اعتقاد داشتند كه او (احمد بن قرمط) امام زمان است!! آنها به مكه حمله كرده و حجر الاسود را ربودند، پس از مدت ها آن را در سال 307 هجرى قمرى باز پس فرستادند، و مى خواستند در محل قبلى خود نصب نمایند.
من این خبر را پیشتر در محل قبلى خود نصب نمایند.
من این خبر را پیشتر در كتاب هاى خویش خوانده بودم، و مى دانستم كه حجر الاسود را فقط امام زمان (علیه السلام) مى تواند در جاى خود نصب كند. چنان كه در زمان امام زین العابدین (علیه السلام) نیز را جاى خود كنده شد، و فقط امام (علیه السلام) توانست آن را در جاى خود نصب كند.
به همین خاطر؛ به شوق دیدار امام زمان (علیه السلام) به سوى مكه به راه افتادم. ولى بخت با من یارى نكرد و در بغداد به بیمارى سختى مبتلا شدم. ناچار شخصى به نام ((ابن هشام)) را نایب گرفتم تا علاوه بر اداى حج به نیت من، نامه اى را كه خطاب به حضرت (علیه السلام) نوشته بودم، به دست آن حضرت برساند.
در آن نامه خطاب به ناحیه مقدسه معروض داشته بودم كه آیا از این بیمارى نجات خواهم یافت؟ و مدت عمر من چند سال خواهد بود؟
به او گفتم: تمام تلاش من آن است كه این نامه به دست كسى برسد كه حجر الاسود را در محل خود نصب مى كند. وقتى نامه را به او دادى، پاسخش را نیز دریافت كن!
ابن هشام، پس از این كه با موفقیت مأموریت خود را انجام داد، بازگشت و جریان نصب حجر الاسود را چنین تعریف كرد:
وقتى به مكه رسیدم، خبر نصب حجر الاسود به گوشم رسید، فورا خود را به حرم رساندم. مقدارى پول به شرطه ها دادم تا اجازه بدهند كسى را كه حجرالاسود را در جاى خود نصب مى كند، ببینم، و عده اى از آن ها را نیز استخدام نمودم كه مردم را از اطرافم كنار بزنند تا بتوانم از نزدیك شاهد جریان باشم.
وقتى نزدیك حجر الاسود رسیدم، دیدم هر كه آن را بر مى دارد و در محل خود مى گذارد، سنگ مى لرزد و دوباره مى افتد، همه متحیر مانده بودند. نمى دانستند چه باید بكنند؟
تا این كه جوانى گندم گون كه چهره زیبایى داشت جلو آمد و سنگ را برداشت و در محل خود قرار داد، سنگ بدون هیچ لرزشى برجاى خود قرار گرفت. گویى هیچ گاه نیفتاده بود.
در این هنگام، فریاد شوق از مرد و زن برخاست، او در مقابل چشمان جمعیت بازگشت و از در حرم خارج شد.
من دیوانه وار به دنبال او مى دویدم و مردم را كنار مى زدم، آن ها فكر مى كردند كه من دیوانه شده ام و از مقابلم مى گریختند. چشم از او بر نمى گرفتم تا این كه از جمعیت درو شدم. با این كه او آرام قدم بر مى داشت ولى من به سرعت مى دویدم و به او نمى رسیدم، تا این كه به جایى رسیدیم كه هیچ كس غیر از من، او را نمى دید.
او ایستاد و رو به من نمود و فرمود: آنچه با خود دارى بده!
وقتى نامه را به ایشان تقدیم نمودم بدون این كه آن را بخوانند، فرمود: به او بگو: از این بیمارى هراسى نداشته باش، پس از این سى سال دیگر زندگى مى كنى.
آن گاه مرا چنان گریه اى گرفت كه توان هیچ گونه حركتى نداشتم، و او در مقابل دیدگانم مرا ترك نمود، و رفت.
ابن قولویه گوید: پس از این قصه سال 360 دوباره بیمار شدم، و به سرعت خود را آماده نموده و وصیت نمودم.
اطرافیان به من گفتند: چرا در هراسى؟ ان شاء الله خداوند شفا عنایت خواهد كرد.
گفتم: این همان سالى است كه مولایم وعده داده است.
و در همان سال و با همان بیمارى دار فانى را ترك گفت و به موالیانش ‍ پیوست. رحمت خداوند بر او باد.


نوع مطلب : متون، 
برچسب ها : ولی عصر (علیه السلام) و نصب الاسود، حجر الاسود، ولی عصر (علیه السلام)، نصب الاسود، امام زمان (عج)، بیتاب مولا، حضرت مهدی (عج)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






تمام حقوق این سایت متعلق به پروردگار یکتا می باشد